الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )
407
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )
( 1 ) را پند داد : سفارش كنم تو را با خودم به پرهيز نسبت بدان كه نافرمانيش روا نيست و اميد و توانگرى جز به او نيست ، زيرا هر كه خدا جل و عز را به تقوى منظور دارد ، عزيز و نيرومند گردد و سير بخورد و سير بنوشد و خرد خود را از دنياداران بر كند ، تنش با دنياداران است و دل و خردش نگران به ديگرى سراى باتابش دلش آنچه را ديدهاش از دلبريهاى دنيا بيند خاموش و خنثى كند ، حرامش را پليد شمارد و از شبهه ناكش كناره كند و به خدا همان حلال پاكش را هم از دست بنهد جز آنچه از آن ناچار است از پاره نانى كه بدان تنش را نيرو بخشد و جامهاى كه عورتش را بپوشاند ، آن هم از سطبرترين جامه و ناهموارترين خوراك و براى او در آنچه از آن چارهاى نيست بازهم اعتماد و اميدى نيست بلكه اعتماد و اميدش به آفرينندهء همه چيز است ، پس تلاش كند و بكوشد و تنش را در رنج اندازد تا دندههايش بر نمايد و دو چشمش به گودى درافتد و خدا به جاى آن نيروئى به تنش دهد و توانائى در خردش بخشد و آنچه در ديگر سراى برايش ، پس انداز بيشتر است ، دنيا را به دور انداز زيرا دوستى دنيا كور كند و كر كند و لال نمايد و مردم را خوار كند ، آنچه از عمرت به جا است درياب و نگو فردا يا پس فردا ، همانا آنها كه پيش از شما بودند و براى دل دادن به آرزوهاى بىجا و پس انداختن كارهاى آخرت هلاك شدند تا آنكه فرمان كوچ خدا ناگهان بدانها رسيد و اندر غفلت بودند و بر چوبهء تابوت خود به گورهاى تنگ و تاريك خويش در سپرده شدند و فرزندان و خاندانشان آنها را به خود وانهادند ، خود را با دلى بازشونده و توبه كار به سوى خدا انداز به وسيلهء ترك دنيا با تصميمى كه در آن شكست و پى بريدهگى نباشد ، يارى كند خدا ، ما را با تو بر طاعتش ، و توفيق بخشد ما را با تو براى